دختر هخامنش

نفت - بودجه - رئيس جمهور- عدالت

عجيب است! يادم می ايد رئيس جمهور فعلی و کانديدای ناشناس قبلي، همان که تا قبل از اعلام نتايج مرحله اول کسی او را نمی شناخت و می خواست طلايه دار سپاه عدالت خواهی باشد و انچنان از عدالت و قشر ضعيف و مستضعف حرف می زد که دل مستمندان را برد، همو که می خواست دستمزد و حقوق کارگران زحمتکش را بالاببرد و سفره هاشان را رنگين کند و انچنان پيش رفت که سهام عدالت را به سفره فقرا اورد که تا ۲۰ سال نتوانند بفروشند و او که هر ماهه به شهرستانهای دور دست می رود تا عدالت را با خود ببرد و دست اغنيا را از سفره ضعفا کوتاه کند و زياده خواهی های پول پرستان پر مدعا را کمتر کند و اقازاده ها را از کار بيکار، اری او ، او که می گفت ثروت مملکت در دست عده قليل از خواص است و امده تا اين ثروت ملی  را به همگان تقسيم کند و نفت را به خانه ها اورد همو، اينک بودجه سال ۸۵ را به مجلس تقديم کرده ...

مقايسه  درصدی بودجه سالهای ۸۴ و ۸۵ را که روزنامه شرق مورخ۲۷/۱۰/۸۴ به چاپ رسانده خالی از لطف نيست و يا "حيرت اور است" و يا "شگفت انگيز است" ويا "باور نکردنی است"...:

"رشد بودجه برخی دستگاهها در لايحه بودجه ۸۵ نسبت به لايحه ۸۴:

سازمان صدا و سيما ۶/۴۵ ٪

سازمان تبليغات اسلامی ۴/۹۵ ٪

مرکز خدمات حوزه علميه قم ۱/۱۴۷ ٪

نهاد نمايندگی رهبری در دانشگاهها ۸/۱۴۰ ٪

شورای عالی انقلاب فرهنگی ۹/۴۱ ٪

دفتر تبليغات اسلامی خوزه علميه قم ۷/۱۱۰ ٪

شورای هماهنگی تبليغات اسلامی ۵/۹۶ ٪

دبيرخانه مجلس خبرگان ۴۴ ٪
شورای نگهبان ۲/۱۴۲ ٪

اموزش و برورش ۴/۳۲ ٪

وزارت تعاون ۸/۳ ٪

احتساب قيمت دلار ۲/۳۹ دلار

و البته گزينه مصاحبه و نظر فرهاد رهبر رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزی نيز که در اين مورد در همان روزنامه و همان تاريخ به چاپ رسيده است خواندنی است: در بودجه سال ۸۵ ، ۵ شعار و محور داريم که به انها توجه شده است : اول ، به عملياتی کردن عدالت اجتماعی از طريق توجه به مناطق محروم .دوم، تمرکز زدايی که با محور اول در ارتباط است.سوم، توجه به اشتغال و توليد و صادرات بويژه توليد از طريق صنايع کوچک و متوسط و سرمايه گذاری زودبازده که در بودجه ۸۵ اساسی ترين محور است. چهارم ،صرفه جويی و کاهش هزينه های جاری به قيمت ثابت و بويژه صرفه جويی در مصرف انرژی و بالاخره شفاف سازی.""

ديگر حرفی نيست .

 

 

...



اصطلاحات فمنيسم۲۳


مادرتبار

جوامعی که در انها وراثت از طريق مادر است و نه پدر. قبايل مادرتبار تا قرن نهم در بريتانيا وجود داشتند.انسان شناسان فمنيست بر فرهنگهای بسياری از جمله فرهنگ بوميان امريکا و اقوام افريقايی دست مي گذارند که در هنگام ازدواج شوهر در خانه زن زندگی می کند و خانه در مالکيت زنان است.

منبع: کتاب فرهنگ نظريه های فمنيستی - نشر توسعه

***************
در کشور مکزيک نيز، اسم فاميل هم از پدر و هم از مادر گرفته می شود.
انچه اشاره به اقوام افريقايي و بوميان امريکاست جالب به نظر می رسد . زيرا می تواند دليلی باشد بر انچه ادعای باستان شناسان است و ان تاثيربسزای مهر پرستی و ايين پگانی است بر فرهنگ و زندگی مردم . و انچه بيانگر اعتقاد به ايزد بانو و الهه های اسمانی است و نماد و اثر ان در قوانين و عرف رايج ان مردمان امده و هنوز جاری است.
...



روزگار

....من از بانويي مي‌گويم

مسعود بهنود ......

سال هاست به اين فکر مي کنم که همه از غلامرضا تختي مي گوييم اما دريغا از سخني درباره شهلا توکلي بانوي جواني که در جواني با بابک يک ساله در توفان زندگي و حادثات تنها ماند. از خسرو گلسرخي حرف مي زنيم اما از عاطفه گرگين سخنمان نيست که در اين سي واند چه کشيد تا امروز که دامون سي و چند ساله شده است. اين فخر براي چپ ايران مانده است که نيم قرن مي گذرد و هيچ گاه پوران خانم سلطاني را در سالمرگ مرتضي کيوان تنها ننهاده است. با ديگران هم همين کرده اند و مجاز به بازگفتن نيستم ورنه مثال ها داشتم. از زبان اين و آن شنيده ام که وقتي سران حزب توده به شوروي و کشورهاي ديگر بلوک شرق پناهنده شده بودند، هراز گاه يکي بر سرشان نهيب مي زد که خانواده سرهنگ سيامک و کوچک شوشتري و ديگر اعدام شدگان بر سر آن آرمان کجا هستند. مي خواستند اگر امن و راحتي هست، که نبود، با عزيزان رفتگان خود شريک شوند. اما از ديگر گروه ها چنين غيرتي من نديده و نشنيده ام. مي دانم که بانوي محترم منظر خلعتبري که شوهرش به آتش غضب انقلاب سوخت و در همه اين احوال در تهران ماند، از آن ها که علم بردوش مي کشند و نان همين نام هاي به ناروا کشته را مي خورند کسي ياد ايشان نکرد. تصور مي کنم خانواده پرويز نيکخواه که به راستي بايد گفت که اعدام وي از نارواترين احکام بود که در انقلاب به اجرا گذاشته شد، از جانب همفکران دوران کنفدراسيون نيکخواه – که روزگاري خوش فکر و مبتکرشان بود – و هم سلطنت خواهان که چهار سالي او ذهن راهکشا و مبتکر خود را در اختيارشان گذاشت، محبتي نديده اند و عجب دارم اگر بشنوم که کسي يادي از آنان کرده باشد.] و پرانتز ببندم که درد از اين فزون است......

گوشه ای از يادداشت مسعود بهنود با نام ـ من از بانويی می گويم ـ بتاريخ ۱۸/۸/۸۴ سايت روز ان لاين
***********

وچه زيبا انهمه درد و رنج روزهای تنهايی را به يادمان اورد وبه راستی که چه صادقانه سکوت هق هق بغض های پير را فرياد زد و شگفتا از اين سپيد بانوان ديار روشنايی.
...



اصطلاحات فمنيسم۲۲

تاريخ
گردا لرنرمی گويد کليد درک تاريخ زنان پذيرفتن اين نکته است که تاريخ زنان، تاريخاکثريت انسانهاست. فمنيستها با نوشتن تاريخ زنان هدفی دوگانه را دنبال ميکنند: دوباره زنان را به تاريخ و تاريخ را به زنان بازميگردانند.اين نوشتنها نظريه ها را احيا می کند. چه، شالوده های ذهنی مطالعات تاريخی را به لرزه در می اورد. مقوله بنيادی انديشه تاريخی فمنيستی، مناسبات اجتماعی ميان دوجنس است.
تاريخ نگاران فمنيست سه رويکرد را برای تغيير ديدگاههای ما نسبت به گذشته اختيار کرده اند. نخست، انان روشها و مقوله ها ـ بويژه مفهوم دوره بندی ـ را بازتعريف می کنند. برای نمونه پژوهشگر عصر نوزايی، جون کلی ـگدل با مشاهده هزينه های پرداخت شده از سوی زنان در دوره ای که قبلا پيشرفته تصور می شد نظريه ای جديد درباره پيشرفت اجتماعی ساخت.(۱۹۷۶)
به همين روال مطالعات نانسی کات درباره اروپا و امريکای قرن نوزدهم با ارائه اطلاعات جديد درباره اهميت ديالکتيک فرهنگی مذکر/مونث عصر ويکتوريا تصورات ما را از فرهنگ سرمايه داری تغيير داد(۱۹۷۷). دوم، تاريخ نگاران فمنيست برای رد کردن حرفهای کليشه ای درباره سرشت زن به موازات جنس بر طبقه و نژاد به عنوان يک مقوله تحليل متمرکزند. انها پرسشهای ديگری درباره موقعيت و نقش زنان در دوره ها و مکان های خاص را جانشين مقوله يادشده می کنند.
سرانجام، تاريخ نگاران فمنيست درک همگان را از تغييرات اجتماعی و اينکه چگونه با جداشدن حوزه های خانگی و عمومی از هم، زنان کنترل بر توليد، دارايی و موارد شخصی خودشان را از دست دادند دگرگون کردند.
فمنيستها خوشبينانه بر اين باورند که تصاحب ذهنی تاريخمان هرطور که باشد به يک اگاهی زنانه جمعی منتج خواهدشد.(۱۹۸۳). مارشا وستکت بر اين عقيده است که هرگونه مطالعه تاريخ زنان ،بويژه اگر ثبت ان از رهگذر اگاهی خود زنان صورت گيرد، روح و تاريخ را به هم خواهد پيوست.
منبع: کتاب فرهنگ نظريه های فمنيستی ـ نشر توسعه ـ ...