دختر هخامنش

اصطلاحات فمنيسم۸

پرخاشگری
رفتاری قدرت نمايانه که از طريق اعمال خشونت جسمانی ، لفظی يا روانشناختی صورت ميگيرد.در تحقيقات زيست شناختی مردانه ، اين واژه معادل با سلطه مذکر است وپرخاشگری برای تعريف تفاوت جنسی بکار می رود.
نظر به اينکه فرويد مدعی بود پرخاشگری نشانه اي است از تاناتس يک غريزه مذکرمرگ،
روانکاوان فمنيست چنين استدلال ميکنند که اين نشانه بايد ساخته جامعه باشد و نه جبری زيست شناختی.
جامعه شناسان فمنيست بر اهميت الگوی اجتماعی درکسب خوی پرخاشگری تاکيد دارند.
انسان شناسان نشان ميدهند که رفتار پرخاشگرانه بسته به شرايط فرهنگی می تواند به يکسان مردانه يا زنانه باشد
سوزان بران ميلر استدلال ميکند که پرخاشگری جبری ژنتيکی است و نقش تعيين کننده ای را
که خشم در ابراز ان بازی ميکند ياداور می شود. درحالی که روبرت بلير اثبات می کند که خوی پرخاشگری به غلط انسانی انگاشته شده است.

نظر شما چيست؟

...



اصطلاحات فمنيسم۷

جوان خواهی
فرايند مهم کليشه سازی از افراد و تبعيض قائل شدن عليه انان بدليل کهولتشان.
تحقيق درباره جوان خواهی در رسانه ها، وجود تبعيض مردانه را دربازنمايی افراد مسن اشکار ميکند:در نمايشهای سَبُک تلويزيونی زنان مسن کمتر از مردان مسن ديده می شوند و در کليشه های کمدی تبعيض بيشتر عليه زنان مسن بکار می رود تا مردان مسن.
مظاهر و انگاره های جوانخواهی نگرشهای درونی شده فرمانبرداری را تقويت می کنند و حافظ بی عدالتيهايی هستند که زنان مسن بيشتر ان را تجربه ميکنند
...



اصطلاحات فمنيسم۶

زنان افريقايی
زنانی که تجربه انها از درون تاريخ قومی افريقا رشد يافته است .بسياری از زنان امريکايی افريقايی تبار ريشه های هويت خود را در افريقا جستجو می کنند. نظريه فمنيستی ارا‌ئه شده از سوی زنان افريقايی و درباره زنان افريقايی محرک تفسيرهای مجدد از تاريخ زنان سياه و روابط ميان توليد و توليدمثل در جهان سوم بوده است.
دربافت جامعه افريقا حوزه هايی که به تحقيق بيشتر نياز دارند حوزه های ايدوئولوژيک و روان شناسی مرتبط با جنسيتند.زيرا يافته های موجود در مورد هرنوع فرهنگ و طبقه ای صدق نمی کند.
تاريخ زنان افريقايی به رشد نظريه های فمنيستی غربی ياری می رساند.به اعتقاد ادرين ريچ انجمنهای اجتماعی و اقتصادی زنان افريقايی نمونه هايی از مقاومت دربرابر قدرت مذکرند ...



اصطلاحات فمنيسم۵

قبل از هز چيز ياداوری ميکنم که منبع خود را درنوشته تاريخ ۱۸ خرداد ۱۳۸۴ بيان نموده ام. اميدوارم اين نوشته ها سبب اشناييمان با دنيايمان شود.
تبعيض مثبت
سابقه تبعيض مثبت به برنامه ای بر ميگردد که ليندن جانسن رئيس جمهور ايالات متحد در ۱۹۶۴ برای رفع تبعيض در استخدام به اجرا گذاشت.اين برنامه پيمانکاران و صاحبان سرمايه را موظف می ساخت که با تلفيق اهداف وبرنامه های زمانبندی شرايطی را بوجود اورند تا برای همه فرصتهای مساوی فارغ از نژاد و رنگ و دين و جنس و مليت فراهم ايد.
پژوهشگران فمنيست درحال تهيه نظريه های سازمانی جديد برای ترويج اهداف برابری طلبانه در اتحاديه های صنفی و بازارهای کار و تکنولوژی هستند.
فمنيست ها مدعيند که اصل تبعيض مثبت متضمن اين نکته است که مکانيزمهای بازار نميتوانند به خودی خود شرايط را برای تساوی جنسی مهيا سازند.نظريه فمنيستی نه بر تساوی در نحوه عمل که برتساوی نتايج متمرکز است.و برای رفع تبعيضات گذشته و اينده شواهدی را ارائه ميدهد.در بريتانيا قانون پرداخت مساوی ۱۹۷۰ بدليل جداسازی زنان در صنعت و خدمات تغيير ناچيزی در شرايط مادی زندگی زنان ايجاد کرد.قانون الحاقی ۱۹۸۴ با محق دانستن زنان در مطالبه مزد مساوی برای کاری با ارزش مساوی از قوت بيشتری برخوردار است.
نظريه های تبعبض مثبت الزاماتی برای اموزش و فرهنگ بوجود می اورند.تغيير هدفمند در دستيابی به و مشارکت در کار مستلزم تغييراتی ناگزير درنظام اموزش است.اعتقاداتی که زنان درباره فرصتهای خود دارند(مانند اهميت مناسبات کاری) ممکن است با اعتقادات مديريت تفاوت داشته باشد. ازاين رو نظريه هايی که محيط فرهنگی کار و زندگی زنان را توضيح دهند برای امکان پذيرساختن هرتغييری اساسيند.
مری ديلی تبعيض مثبت را مردود می شمرد چون ان را نمايش ظاهری مساوات طلبی می داند که مردسالاری از ان برای دلسرد کردن زنان استفاده ميکند. ...