دختر هخامنش

 







شب

يلدا



شب هميشه ايرانی



شب هميشه پايدار


...




اصطلاحات فمنيسم۲۱

بصيرت زنانه/ حس زنانه

اصطلاحی که مری ديلی در زن بوم شناسی(۱۹۷۸) ابداع کرد تا شکل جديدی از درک و شناختی را توصيف کند که در زنانی که فمنيست می شوند رشد می کند .«بصيرت زنانه» قابليت درک پيوند ميان پديده های ناهمگون است. واکنش زنان برخوردار از بصيرت زنانه به محيط اطراف خود کل نگرتر است. اين اصطلاح مشابه اصطلاح «هماهنگيها» است که سوزان گريفن وضع کرد تا اشکالی از دانش را که فاقد واژگان انتقادی هستند را توصيف کند.

منبع : کتاب فرهنگ نظريه های فمنيستی - نشر توسعه

****************************

از انجايی که اگاهی شرط اصلی و مبنايی فمنيست بودن است و نظريه فمنيستی بر اين اعتقاد است که زنان تنها با بالا بردن سطح اگاهی های خود می توانند دنيای بهتری را برای خود بسازند ، پس پيدا کردن بصيرت که حاصل از اگاهی است امری طبيعی است .چه؛ هر شخص دارای مطالعه خودبخود دارای بصيرت نيز ميشود . و از انجاييکه برای يک شخص فمنيست شاهراه اطلاعات و اگاهی، به چگونگی امور زنان ختم می شود نوعی بصيرت زنانه می يابد چون می تواند حال و هوای همه زنان را بهتر درک کند و همه تلاشش برای بهتر شدن زندگی زنان است . اين شخص همچون همه افراد ديگر دارای مطالعه ،توانايی هماهنگ کردن و همگون ساختن تمامی نکات و پديده های درپيش رو را دارد.
پس ان چنان، انچنانی نيز نيست.
...



اصطلاحات فمنيسم۲۰

نقد زنانه
بررسی نويسندگان زن و مطالعه تاريخ، سبکها،مضامين، ژانرها و ساختارهای نوشته های زنان.
نقد زنانه شامل پويشهای ذهنی خلاقيت زنانه ،خط سير حرفه ای جمعی يا فردی زنانه و تحول و قواعد يک سنت ادبی زنانه است. منتقدان ادبی فمنيست که از اصطلاح نقد زنانه استفاده می کنند جملگی رويکردي«موج دومي» نسبت به نقد ادبی دارند که روی متنهايی که زنان نوشته اند متمرکزند. منتقدان فمنيست«موج اول» که به «خوانندگان مقاوم » شهرت دارند زن ستيزی موجود در کتابهايی را که مردان نوشته اند مورد تحليل قرار دادند. نقد زنانه اصطلاحی است که اليت شووالتر در مقاله تاثيرگذارش « نقد فمنيستی در برهوت» (۱۹۸۱) وضع کرد.

منبع: فرهنگ نظريه های فمنيستی - نشر توسعه

************************
در پانوشت يادداشت «زن ساخت» اشاره ای گذرا به اين مطلب داشته ام. همچنين نوشته های ويرجينيا وولف نمونه خوبی از اين منظر است. ...



اصطلاحات فمنيسم۱۹

نيروی زنانه
اصطلاحی که اميلی کالپر ابداع کرد و مری ديلی ان را مطرح و پی گرفت تا اصول اخلاقی فمنيستی را استحکام بخشد. رشد اگاهی جمعی زنان توانايی و فرايند ارزش گذاری جديدی را به وجود می اورد.

زن ساخت
اصطلاحی که مری ديلی وضع کرد تا گونه ای زبان زنانه جديد« کامل »را توصيف کند. براساس نظر ديلی زبان زن ساخت نشانه مخالفت با زبان تقليل گرای مردانه است؛ نه به اين معنی که زنان هر واژه ای را با واژه ديگر جايگزين کنند بلکه به معنای مشارکت زنان در فرايند خلقدانش است
منبع: فرهنگ نظريه های فمنيستی - نشر توسعه

*************************************
البته روانشناختی ادبيات به خوبی تفاوت نوشته های نويسندگان بزرگ زن و مرد را به لحاظ نوع نگارش ،ترکيب بندی جملات، استفاده از کلمات و انچه روح متن نام می گيرد را نشان می دهد اگرچه هردو يک مفهوم را مدنظر قرار داده باشند ـ سهراب سپهری و فروغ فرخزاد از اين نمونه هستند که با وجود همگراييهای بسيار در معنا دو طيف نگارشی -روحبخشی کاملا متفاوت را به يادگار گذاشته اند.ـ ...



اصطلاحات فمنيسم۱۸

خدای مونث
دين شناسان فمنيست می گويند نمادهای خدای مونث می تواند با مردسالاری سرکوبگر اديان موجود مقابله کند. اسطوره شناسان مدعی اند که آيين يک الهه بزرگ در مادرسالاری منعکس است و حذف کيش خدای مونث بخشی از ارزش زدايی عام از زنان در فرهنگ بود.(stone,1976).
مری ديلی توصيف می کند که چگونه مسيحيت با تبديل نمادهای زنانه به نمادهای مردانه کيش خدای مونث آغازين را تکه تکه کرد. برای نمونه تولد دوباره پسر خدا در واقع تکرار اسطوره ديميتر و پرسفون است.
در دورانی که باروری زنان را قدرت نخستين می دانستند کيش خدای مونث بخشی از ديدگاهی زن محور بود. ريچ جلوه های نمادين قدرت زنانه را توصيف می کند. برخی از فمنيستها می گويند موقعيت اجتماعی زنان می توانست با پرستش خدای مونث ارتقا يابد و اعتقاد به يک خدايی زن معنای بيشتری به دين می بخشيد. در اين معنا خدای مونث می توانست مظهر بيان ارزشهای بوم شناختی و زندگی اشتراکی باشد و به دين امکان تکيه بر نمادپردازی و فطرت زنانه را بدهد. کيش خدای مونث بر پيوستگی پديده های طبيعی و وابستگی و کمک متقابل قدرت مونث تاکيد می کرد.

منبع: کتاب نظرٍيه های فمنيستی ؛نشر توسعه

***********

لازم به ياداوری است که در دين مسيحيت خدا مرد است و همان پدر عيسی است و تکريم سه گانه پدر-پسر -روح القدس اشاره بر اين امر دارد. جالب اين نکته است که بر اساس نظريه های پگان شناختی اين تکريم سه گانه از مثلث پدر - مادر- فرزند ( خدای نرينه- خدای مادينه -فرزند [اشاره به باروری]) گرفته شده حال انکه مريم مقدس از اين مثلث حذف گرديده ! و نيز جای تعجب است که در انجيل ۴ گانه از مريم مقدس جز در هنگام تولد عيسی و مصلوب شدن وی سخنی به ميان نيامده ! حال انکه وی بعنوان مادر عيسی می بايست نقش بيشتری در تبليغ دين فرزندش بعهده داشته باشد. و اين سانسور نقش مريم مقدس بی ترديد فرهنگ سانسور نمودن نقش زن را در جامعه و به گونه کلی تر در تاريخ پايه ريزی نموده است.
همچنين شمايل نگاران به مبدل شدن نمادهای خدايگان به نمادهای شيطانی پس از مسيحيت اشاره دارند که برای انتشار و بقای مسيحيت توسط کليسا انجام گرفت. از انجمله می توان به
ستاره پنج پر (نماد ونوس ===>> نماد شيطان)
نيزه سه شاخه پوزيدون ===>> چنگال شيطان)
کلاههای نوک تيز گيس سفيدها (قديسه های پگانی) ===>> کلاه ساحره ها
که تا به امروز در نماد پردازيها باقيست.
و نيز اشاره ای بر چند ربه النوع يا خدای مونث يا مادينه مقدس:
ايزيس: ربه النوع مصر باستان
ايشتار: ايزد بانوی سومری
عشرته: ربه النوع بزرگ خاورميانه
آناهيتا: ايزد بانوی ايرانی که وجهه ای جهانی يافت
اسپنتارمذ: مام زمين در ايران
ميترا: الهه ايرانی که در روم نيز پرستيده می شد
ونوس: ايزد بانوی رومی

لازم به ذکر است در اسلام برای خدا جنسيت قايل نيستيم و اصولا خداوند مجرد است. اگرچه در زبان عرب ضمير هو می گيرد. و نيز در قران بر خلاف انجيل سوره ای به حضرت مريم (ع) اختصاص داده شده. و نيز از چند زن موثر بر برهه ای از تاريخ به نيکی /بدی ياد شده. همچنين در تاريخ صدر اسلام زنان نقش موثری را ايفا کردند که خوشبختانه مورد سانسور قرار نگرفت. اگرچه اکنون اين تمايل وجود دارد که نمادهای شيطانی را به نام زنان و در قالب انان معرفی نمايند.




...