دختر هخامنش

اصطلاحات فمنيسم۱۲

فرشته در خانه
عبارت «فرشته درخانـه »در۱۸۸۳ به صورت عنوان شعری روايی سروده کاونتری پتمر وارد زبان انگليسی شد. در اين شعر داستان هُنُريا (با معنی نزديک به فخرالزمان در فارسی)بازگو می شود که تمامی ويژگيهای مطلوب يک زن عصر ويکتوريايی را داراست. هويت هنريا به تمامی، حول قلمرو خانگی متمرکز است و او به مثابه <<ديگری >> متضاد مرد عمل می کند:
در حاليکه مرد عمومی است او خصوصی است،در حاليکه مرد مارخورده و افعی شده است او معصوم است ،در حاليکه مرد فعال است او منفعل است. به راستی او از عالم خاکی چنان دور است که گويی فرشته ايست و طبق عنوانی که به او داده شده هاله ای تقريبا فوق طبيعی به نشانه تکريم وتجليل از نقش زنانه ای که از ازل تعيين شده گردش را گرفته است.
نگرش فمنيستی نسبت به اين شخصيت را ويرجينيا وولف به طرز درخشان در جستار سال ۱۹۳۱ خود «حرفه های مناسب زنان »بيان کرده و مشخصه فرشته در اين نوشته فشار درونی شده برای تطبيق خود است که هر زنی که ارزويش حضور در عرصه عمومی است تجربه می کند پس، از اين زاويه فرشته در واقع ديو و نماينده ارمان منسوخ شده زنانه ايست که در صورت غلبه هرگونه فرصتی را برای کسب هويت مستقل از مردان، خانه و خانواده از زنان می گيرد.
فکر می کنم مشکل باز هم مقایسه است بدون انکه به ‌‌اصل عمل اهميت داده شود و البته گاهی در وقت لزوم انچنان پر رنگ جلوه می کند که از اهميت خود می کاهد. واقعيت ان است که کارهای خانه بسيار پراهميتند زيرا که روح و روان جامعه را تضمين می کنند اما مشکل انجاست که به حساب نمی ايند چون هزاران سال است که ادامه دارند و ديگر عادی شده اند. و اهميت موارد عادی شده به اجبار زمان به فراموشی سپرده می شود . ...