دختر هخامنش

اصطلاحات فمنيسم۲۲

تاريخ
گردا لرنرمی گويد کليد درک تاريخ زنان پذيرفتن اين نکته است که تاريخ زنان، تاريخاکثريت انسانهاست. فمنيستها با نوشتن تاريخ زنان هدفی دوگانه را دنبال ميکنند: دوباره زنان را به تاريخ و تاريخ را به زنان بازميگردانند.اين نوشتنها نظريه ها را احيا می کند. چه، شالوده های ذهنی مطالعات تاريخی را به لرزه در می اورد. مقوله بنيادی انديشه تاريخی فمنيستی، مناسبات اجتماعی ميان دوجنس است.
تاريخ نگاران فمنيست سه رويکرد را برای تغيير ديدگاههای ما نسبت به گذشته اختيار کرده اند. نخست، انان روشها و مقوله ها ـ بويژه مفهوم دوره بندی ـ را بازتعريف می کنند. برای نمونه پژوهشگر عصر نوزايی، جون کلی ـگدل با مشاهده هزينه های پرداخت شده از سوی زنان در دوره ای که قبلا پيشرفته تصور می شد نظريه ای جديد درباره پيشرفت اجتماعی ساخت.(۱۹۷۶)
به همين روال مطالعات نانسی کات درباره اروپا و امريکای قرن نوزدهم با ارائه اطلاعات جديد درباره اهميت ديالکتيک فرهنگی مذکر/مونث عصر ويکتوريا تصورات ما را از فرهنگ سرمايه داری تغيير داد(۱۹۷۷). دوم، تاريخ نگاران فمنيست برای رد کردن حرفهای کليشه ای درباره سرشت زن به موازات جنس بر طبقه و نژاد به عنوان يک مقوله تحليل متمرکزند. انها پرسشهای ديگری درباره موقعيت و نقش زنان در دوره ها و مکان های خاص را جانشين مقوله يادشده می کنند.
سرانجام، تاريخ نگاران فمنيست درک همگان را از تغييرات اجتماعی و اينکه چگونه با جداشدن حوزه های خانگی و عمومی از هم، زنان کنترل بر توليد، دارايی و موارد شخصی خودشان را از دست دادند دگرگون کردند.
فمنيستها خوشبينانه بر اين باورند که تصاحب ذهنی تاريخمان هرطور که باشد به يک اگاهی زنانه جمعی منتج خواهدشد.(۱۹۸۳). مارشا وستکت بر اين عقيده است که هرگونه مطالعه تاريخ زنان ،بويژه اگر ثبت ان از رهگذر اگاهی خود زنان صورت گيرد، روح و تاريخ را به هم خواهد پيوست.
منبع: کتاب فرهنگ نظريه های فمنيستی ـ نشر توسعه ـ ...