دختر هخامنش

اصطلاحات فمنيسم۲

...ادامه از فمنيسمها....
فمنيستهای مارکسيست عمدتا تقسيم جنسی کار را دليلی برای سرکوب ميشناسند و بنابراين فمنيست مارکسيستی دستورالعملی برای تغيير اقتصادی است.از سوی ديگر کاترين مک کينون تمايلات جنسی را زمينه اجتماعی اصل اعمال قدرت مذکر ميشناسد.او ميگويد نظريه سياسی فمنيستی بايد بر ساخت و جبر اجتماعی احساس جنسی متمرکز شودچون برای فمنيسم هر چيز شخصی از حيث معرفت شناسی سیاسی است و معرفت شناسی آن سياست ان است.
فمنيسم اگر نظريه ديدگاه زن تلقی شود درعين حال شامل روشهای مختلفی درتحليل و نظريه است.ارتقای اگاهی روش اصلی فمنيسم است و چون فمنيسم به معنای گونه ای دانش و شناخت نسبت به چيزهای موجود در پرتويی نو است به شرحی متمايز و مشخص از رابطه روش و نظريه نياز دارد.
روش فمنيسم واقعيتی را که ميکوشد وصف کند بصورت نظريه خلاصه و جمع بندی ميکند.برای نمونه فمنيسم درانواع تعميم گرايی ها شک ميکند و تلاش برای کسب اگاهی را بصورت شکلی از نظريه و عمل سياسی بکار می برد.
در واقع برخی نظريه پردازان فرانسوی استفاده از واژه <فمنيسم> را درکل براين اساس که این هم صرفا يک ايسم ديگر است کنارگذاشته اند.
تعريف هايی که فمنسيتها از فمنسيم کرده اند تحت تاثير تربيت و ايدئولوژی يا طبقه انها شکل گرفته است.برای نمونه فمنيستهای سوسياليست و مارکسيست برتعامل ميان طبقه و جنسيت درون فمنيسم تاکيد دارند و برتمايزات اجتماعی ميان مردان وزنان متمرکزند. فمنيستهای سياه بيشتر از همه درپی تحليلی يکپارچه اند که بتواند نظامهای متعدد سرکوب را بشکافد(نظريه های فمنيستی بر اساس تفاوتشان از لحاظ سياسی هرکدام بصورت يک مدخل مستقل درج شده اند). ...